يحيى دولت آبادى
134
حيات يحيى ( فارسى )
بارمنستان و گرجستان حمله كرده آنها را هم تحت قدرت خود در آورده روسيه بلشويك را به صورت عظمت ظاهرى روس تزارى در آورند . اين قضايا البته در ايران هم بىاثر نيست مخصوصا در گيلان كه آمادهء انقلاب است و بواسطه وجود قشون انگليس در بندر انزلى و يك قوهء ملى در جنگل برياست ميرزا كوچك خان كه با مراكز انقلابى قفقاز و داغستان يعنى با قسمت مسلمان آن ناحيهها كه مخالف سياست انگليس هستند بيرابطه نيست محل توجه شديد واقع گشته است در اين حال وثوق الدوله رئيس دولت چه مىكند . وثوق الدوله برضاى خاطر انگليسيان از يك طرف سفير آذربايجان قفقاز را مانند سفير يك دولت معتبر در تهران ميپذيرد و از طرف ديگر هيئتى برياست سيد ضياء الدين مدير روزنامه رعد ببادكوبه ميفرستد براى اينكه روابط سياسى و اقتصادى با آن مملكت نورس برقرار سازد و از آنها در جلوگيرى از نفوذ بلشويك در ايران استمداد نمايد و هم با تغيير دادن مأمورين حكومت گيلان گرچه بفرستادن اشخاص نادرست طماع بوده باشد ميخواهد قوه جنگل را منحل ساخته خاطر دولت را از آن رهگذر آسوده سازد اما تصور نميرود بتواند نقشهء خويش را عملى نمايد . و اما اوضاع تهران بعد از عقد قرارداد - افكار ضد قرارداد در تهران روزبروز قوت ميگيرد روحانيان مخصوصا يك دسته از آنها بتحريك رجال دولت ضد وثوق الدوله و كار او اجتماعات دارند و بر ضد قرارداد صحبت ميدارند جمعى از رجال دولت منفردا و مجتمعا در زير پرده نازكى به آتش مخالفت با وثوق و قرارداد او دامن ميزنند و بالجمله عناصر ناراضى از رياست وثوق الدوله و عناصر موافق با مخالفين او بضميمه عده زيادى از وطنخواهان در هرلباس كه نميخواهند تحت نفوذ و قدرت بيگانگان درآيند همدست شده بر ضد قرارداد قيام مينمايند در ميان رجال دولت چهار تن يكى از مراكز ضد قرارداد را تشكيل ميدهند و آنها مستشار الدوله تبريزى صادق است كه مكرر رئيس مجلس شورايملى بوده و يا وزارت نموده است و ميرزا حسنخان محتشم السلطنه كه مكرر وزير بوده است و ميرزا اسماعيل خان ممتاز الدوله كه رئيس مجلس و وزير بوده و مختار الملك تبريزى كه سفارت و وزارت كرده است حاج آقا محمد